به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد؛ خبرگزاری رویترز، امروز گزارشی با عنوان «مقامهای فدرال رزرو درباره اهمیت شرایط مالی همنظر نیستند» منتشر کرده است. این گزارش نشان میدهد میان سیاستگذاران درباره نحوه ارزیابی شرایط مالی و تأثیر آن بر تصمیمهای پولی اختلاف دیدگاه وجود دارد. اما سوال اصلی این است که چرا تعیین نرخ بهره انقدر مسئله مهمی است؟
نرخ بهره یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد جهانی است؛ عددی که در ظاهر تنها هزینه دریافت وام یا بازده سپرده را نشان میدهد، اما در عمل بر مصرف خانوارها، سرمایهگذاری شرکتها، قیمت مسکن، ارزش ارزها، بازار سهام، طلا و حتی هزینه تأمین مالی دولتها اثر میگذارد. به همین دلیل، تصمیم بانکهای مرکزی درباره افزایش، کاهش یا تثبیت نرخ بهره، از مهمترین رویدادهایی است که سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی در سراسر جهان دنبال میکنند.
در یک سال اخیر، جنگ خاورمیانه و اختلال در عرضه انرژی، معادلات سیاست پولی را تغییر داده است. افزایش قیمت نفت و گاز، نگرانی از بازگشت تورم را تشدید کرده و برخی بانکهای مرکزی را به سمت افزایش نرخ بهره سوق داده است؛ آن هم در شرایطی که رشد هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید خانوارها، ضرورت حمایت از فعالیت اقتصادی را بیشتر کرده است.
چرا نرخ بهره، ابزار اصلی سیاست پولی است؟
هدف اصلی بسیاری از بانکهای مرکزی، حفظ ثبات قیمتها و کنترل تورم است. برخی از آنها، از جمله فدرال رزرو آمریکا، در کنار ثبات قیمتها، اشتغال حداکثری را نیز در مأموریت خود دارند. نرخ بهره یکی از ابزارهای اصلی برای ایجاد تعادل میان این اهداف است.
زمانی که تورم بالا میرود، بانک مرکزی میتواند نرخ بهره را افزایش دهد. در این شرایط، دریافت وام گرانتر میشود، خانوارها ممکن است خریدهای بزرگ خود را به تعویق بیندازند و شرکتها در اجرای پروژههای جدید محتاطتر شوند. کاهش تقاضا در نهایت میتواند از قدرت افزایش قیمتها بکاهد.
در جهت مقابل، هنگامی که اقتصاد با رکود یا ضعف تقاضا روبهروست و تورم تحت کنترل قرار دارد، کاهش نرخ بهره میتواند به تحریک مصرف و سرمایهگذاری کمک کند. هزینه کمتر وامگیری، تأمین مالی پروژهها را آسانتر میکند و ممکن است استخدام و فعالیت اقتصادی را افزایش دهد.
البته این ابزار بدون هزینه نیست. افزایش شدید نرخ بهره میتواند رشد اقتصادی را کند کند، بیکاری را بالا ببرد و فشار بیشتری بر بدهکاران وارد کند. کاهش زودهنگام نرخ بهره نیز ممکن است تقاضا را دوباره افزایش دهد و تورم را ماندگار کند.
چه زمانی نرخ بهره افزایش مییابد، کاهش پیدا میکند یا ثابت میماند؟
بانک مرکزی معمولاً زمانی به افزایش نرخ بهره تمایل پیدا میکند که تورم برای مدتی بالاتر از هدف باقی بماند، تقاضا بیش از ظرفیت تولید اقتصاد باشد یا نشانههایی از افزایش پایدار دستمزدها و قیمتها مشاهده شود. همچنین، اگر شوکهایی مانند جهش قیمت انرژی خطر سرایت تورم به سایر بخشهای اقتصاد را افزایش دهند، احتمال اتخاذ سیاست پولی انقباضی بیشتر میشود.
کاهش نرخ بهره معمولاً زمانی مطرح میشود که تورم بهطور پایدار رو به کاهش باشد، رشد اقتصادی ضعیف شود یا بازار کار نشانههای قابلتوجهی از افت فعالیت نشان دهد. در چنین شرایطی، بانک مرکزی ممکن است برای جلوگیری از تعمیق رکود، هزینه تأمین مالی را پایین بیاورد.
اما تثبیت نرخ بهره نیز یک تصمیم مستقل و مهم است، نه نشانه بیعملی بانک مرکزی. گاهی سیاستگذاران برای ارزیابی اثر تصمیمهای قبلی، دریافت دادههای تازه یا روشنشدن مسیر تورم و رشد، نرخ را بدون تغییر نگه میدارند. در شرایطی که تورم بالاست اما اقتصاد نیز در معرض رکود قرار دارد، بانک مرکزی ممکن است برای جلوگیری از تشدید هر یک از این دو مشکل، رویکرد محتاطانهای در پیش بگیرد.
بانکهای مرکزی معمولاً در جلسات برنامهریزیشده خود درباره نرخ بهره تصمیم میگیرند. برای نمونه، کمیته بازار آزاد فدرال آمریکا هشت جلسه منظم در سال برگزار میکند. با این حال، تعداد جلسات به معنای تعداد تغییرات نرخ بهره نیست؛ ممکن است نرخ در چند جلسه متوالی ثابت بماند یا در واکنش به تحولات اقتصادی چند بار تغییر کند.
جنگ خاورمیانه چگونه معادلات نرخ بهره را تغییر داد؟
جنگ خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ از مسیر عرضه انرژی، هزینه حملونقل و انتظارات تورمی بر سیاست پولی اقتصادهای بزرگ اثر گذاشته است. اختلال در تولید و صادرات انرژی منطقه و محدودشدن عبور محمولهها از تنگه هرمز، قیمت نفت را افزایش داد. نفت برنت در آوریل برای مدتی از ۱۲۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و میانگین قیمت آن در سال ۲۰۲۶ تا ماه اوت، طبق گزارش رویترز، حدود ۹۰ دلار بود؛ در حالی که این میانگین در سال قبل نزدیک ۷۰ دلار قرار داشت.
واکنش بانکهای مرکزی جهان به شوک انرژی
بانک مرکزی اروپا یکی از نمونههای روشن این تغییر رویکرد است. این بانک در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ نرخهای سیاستی خود را ۰٫۲۵ واحد درصد افزایش داد و نرخ سپردهگذاری را به ۲٫۵ درصد رساند. بانک مرکزی اروپا اعلام کرد که جنگ خاورمیانه همچنان فشارهای تورمی ایجاد میکند و تورم ممکن است برای مدتی طولانیتر از انتظار بالاتر از هدف ۲ درصدی باقی بماند.
بانک مرکزی استرالیا نیز در ۲۹ سپتامبر نرخ هدف خود را ۰٫۲۵ واحد درصد افزایش داد و به ۴٫۶ درصد رساند. این بانک به بالا ماندن تورم، افزایش قیمت جهانی انرژی در پی گسترش درگیریهای خاورمیانه و تداوم فشار هزینهها بر شرکتها اشاره کرد.
در ژاپن نیز بانک مرکزی در سپتامبر نرخ سیاستی را از یک درصد به ۱٫۲۵ درصد افزایش داد؛ سطحی که طبق گزارش رویترز، بالاترین میزان در ۳۱ سال گذشته بود. نگرانی از عبور تورم از هدف ۲ درصدی، در کنار تحولات هزینه انرژی، از عوامل مؤثر بر این تصمیم بود.
در مقابل، بانک مرکزی انگلستان در نشست ژوئیه نرخ بهره را در سطح ۳٫۷۵ درصد حفظ کرد. این بانک توضیح داد که افزایش قیمت انرژی ناشی از جنگ میتواند تورم را دوباره بالا ببرد، اما ضعف فعالیت اقتصادی و تقاضای نیروی کار نیز باید در تصمیمگیری لحاظ شود. این نمونه نشان میدهد که بانکهای مرکزی با وجود مواجهه با شوکی مشابه، لزوماً واکنش یکسانی ندارند؛ زیرا وضعیت تورم داخلی، بازار کار و رشد اقتصادی آنها متفاوت است.
پیامدهای جهانی؛ از دلار و اوراق قرضه تا طلا
افزایش نرخ بهره یا بالا رفتن انتظارات درباره آن، معمولاً از طریق چند مسیر به بازارهای مالی منتقل میشود. نخست، نرخهای بالاتر میتوانند داراییهای دلاری را برای سرمایهگذاران جذابتر کنند و از دلار حمایت کنند. دوم، بازده اوراق قرضه ممکن است افزایش یابد و هزینه تأمین مالی دولتها و شرکتها بالا برود. سوم، سهام شرکتهایی که بخش بزرگی از ارزش آنها به سودهای آینده وابسته است، ممکن است تحت فشار قرار گیرد؛ زیرا نرخ تنزیل بالاتر، ارزش فعلی درآمدهای آینده را کاهش میدهد.
طلا نیز معمولاً به نرخ بهره واقعی حساس است. وقتی بازده واقعی داراییهای بهرهدار افزایش مییابد، هزینه فرصت نگهداری طلا بیشتر میشود و این موضوع میتواند بر قیمت آن فشار وارد کند. با این حال، در دورههای تنش ژئوپلیتیکی، تقاضا برای طلا بهعنوان دارایی امن ممکن است بخشی از این فشار را جبران کند.
برای اقتصادهای نوظهور، ترکیب دلار قویتر و نرخهای بالاتر آمریکا میتواند هزینه تأمین مالی خارجی را افزایش دهد و خروج سرمایه را تشدید کند. افزایش قیمت انرژی نیز برای کشورهای واردکننده نفت، فشار مضاعفی بر تراز تجاری و تورم وارد میکند.
دوراهی بانکهای مرکزی در ادامه سال
در نهایت، جنگ خاورمیانه بانکهای مرکزی را با یک دوراهی دشوار روبهرو کرده است. اگر برای مهار تورم نرخ بهره را افزایش دهند، ممکن است رشد اقتصادی را بیشتر تضعیف کنند؛ اگر برای حمایت از اقتصاد نرخ بهره را کاهش دهند، خطر ماندگاری تورم افزایش مییابد.
مسیر آینده نرخ بهره به مدت و شدت اختلال در عرضه انرژی، تحولات ژئوپلیتیکی، رفتار قیمتها و دستمزدها و میزان تابآوری اقتصادها بستگی دارد. اگر قیمت انرژی کاهش یابد و فشار تورمی فروکش کند، امکان تثبیت یا کاهش نرخ بهره بیشتر میشود. اما اگر شوک انرژی طولانی شود و به سایر قیمتها سرایت کند، بانکهای مرکزی ممکن است ناچار شوند سیاست پولی سختگیرانهتری در پیش بگیرند.
به همین دلیل، نرخ بهره تنها یک عدد در بیانیه بانک مرکزی نیست؛ بلکه بازتاب ارزیابی سیاستگذاران از آینده تورم، رشد اقتصادی و ریسکهای جهانی است. در شرایط کنونی، هر تحول مهم در خاورمیانه میتواند نهفقط بازار نفت، بلکه مسیر سیاست پولی و قیمت داراییها را در سراسر جهان تغییر دهد.
نظر شما